صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
۞۩۞۩ خداحافظ ۞۩۞۩
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
27
.
28
.
>>
نویسنده
پیام
ghazal_masti
اعضا
#
: 22 Aug 2008 11:35
Quoting: rasa_khole
اولش رو کلی با پند و ارز شروع کردی که میخوره تو ذوق ِ خواننده ات، این حرف ها رو باید لابه لا ی داستانت به خورد ِ خواننده ات می دادی، بعدش تاکیدت بود رو اینکه هی بر میگردی به گذشته، نفهمیدم چرا این همه دوست داشتی بگی که سیما هی به گذشته اش فکر میکنه، قافیه رو زود لو دادی، هنوز داستان شروع نشده میفهمیم که یه شکست ِ عشقی خورده که طرف هم اسمش علی ِ و ...
از اینجا به بعد هر چقدر هم که بخوایی روابط علی و سیما رو خوب نشون بدی من یکی نمیتونم قبول کنم چون میدونم تمام ِ روابطشون بالاخره از بین میره و یکی شون گاف بدی میده که از هم جدا میشن ولی اگه نمیگفتی یه امیدی برای ادامه باقی میموند
و اینکه به نظرم توی فضاسازی و توصیف ِ شخصیت ها یه خورده مشکل وجود داشت، اون جوری که تو از باباهه تعریف کردی و اون بابایی که به تصویر کشیدی به هم نمیخورد (البته به نظر ِ من) و با اینکه عمده ی این قسمت توی خونه بود ولی هیچ توضیحی در مورد ِ خونه و دکوراسیون و غیره اش ندیدم و اینکه تا یادم نرفته داستانت رو با حرف ربط شروع کردی
رسا دقیقا حرفهای منو زدید...
وفادار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خارو خس بود
joker_2006
اعضا
#
: 22 Aug 2008 14:36
به به.مبارکه داداش میتی.آخر زدی تو کار داستان نویسی.هنوز نخوندم.فقط اومدم تبریک بگم.بازم میام.فعلا.
یادمان باشد که اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم◄ خدایا سپاس... ►
amir_yazd
اعضا
#
: 22 Aug 2008 15:02
hamekare
مهدی جون دمت داغ
ادامه بده
عالیه...
♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
rasa_khole
اعضا
#
: 22 Aug 2008 16:14
Quoting: ghazal_masti
رسا
رسا کیلو چنده
همون خله بهتره یا حالا حال کردی رامین
joker_2006
همه جا هستی ها زبل خان
چاکریم..............................................................
میدونم، دوریم سخته، اما باید تحمل کنید
joker_2006
اعضا
#
: 22 Aug 2008 16:20
Quoting: rasa_khole
همه جا هستی ها زبل خان
نه که تو نیستی.
یادمان باشد که اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم◄ خدایا سپاس... ►
shaili
اعضا
#
: 22 Aug 2008 16:39
hamekare
آقا مدیر
باید جالب باشه
مرسی
*شجاعت واقعي زماني است كه شخصي بتواند از اعماق مشكلات به زندگي لبخند بزند.*
ghazal_masti
اعضا
#
: 22 Aug 2008 16:50
Quoting: rasa_khole
رسا کیلو چنده
همون خله بهتره یا حالا حال کردی رامین
مگه رسا نیست؟
رامین کیه؟مشکل شد دوتا
Quoting: shaili
آقا مدیر باید جالب باشه مرسی
شایلی جان خوبی؟
وفادار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خارو خس بود
rasa_khole
اعضا
#
: 22 Aug 2008 17:58
Quoting: ghazal_masti
مگه رسا نیست؟
رامین کیه؟مشکل شد دوتا
مگه اینجا به جز من خله دیگه ای هم هست؟
خوب رامین منم دیگه
با این توصیفات مشکلات زیادی تو زندگیت هست نه؟
چاکریم.............................................................
میدونم، دوریم سخته، اما باید تحمل کنید
n1m4
اعضا
#
: 22 Aug 2008 18:18
Quoting: hamekare
قسمت اول
میتی جان قسمت اول رو خوندم
به نظرم فعلا نباید نظر داد
اونم نظر محتوایی
چون فقط قسمته اوله
اینجور که معلومه یه بیس خوب برای داستانت انتخاب کردی
قلمتم خوبه و امیدوارم تو قسمت های 5 و 6 به بعد با راهنماییهای اساتیده قلمه اینجا بتونی هر قسمت پیشرفت چشم گیری داشته باشی
راستش حرفای رامین رو زیاد قبول ندارم
چون هیچ دلیلی نداره که نویسنده با آوردنه یه اسم و نشون دادنه یه پایان تمام منظورشو به خواننده القا کرده باشه
ضمنا سبک با سبک فرق میکنه
هر کسی می تونه یه استارت و اند مناسب برای داستانش بذاره
و لزوما نباید اون استارت و اند خیلی نامعلوم باشن
حتما نباید داستان مرموز باشه و تو دنبال اتفاقات تو داستان بگردی
می تونی با داستان همراه بشیو اگه نکات مثبتی توش داره ازش درس بگیری
به نظر من در مورد شخصیت ها هم مثله شخصیته پدر که گفتی خوب توصیف نشده زیاده روی کردی
من به هیچ وجه درست نمیدونم که با خوندنه قسمته اول بخوام در مورد شخصیت پردازیو فضاسازیه نویسنده حرفی بزنم
امیدوارم خوده میتی جان تا قسمته 3 و 4 با خوندنه دوباره ی قسمتهایی که نوشته ویرایشات لازم رو انجام بده و از قسمت های 5 و 6 به بعد با توجه به نظرات دوستان نکات لازم رو انجام بده
به هر حال داش میتی میدونی که همراهتم تا آخره داستانت
مخلصیم
غم نان هرگز عذری برای فاحشگی هنر نیست
joker_2006
اعضا
#
: 22 Aug 2008 18:21
n1m4
به به.آقا نیما.پارسال دوست امسال آشنا.
یادمان باشد که اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم◄ خدایا سپاس... ►
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
27
.
28
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB