صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / دختر خوب! (مجموعه خاطرات و داستانهای کوتاه)
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 211 . 212 . >>
نویسنده پیام
# : 14 Jan 2008 13:44


منم مثل تو تازه توی این سایت مطلب نوشتم.
خوشحال می شوم که بخونیش و نظر بدی.
اینم لینکش
منتظر نظرت هستم
http://avizoon.com/forum/2_52768_0.html

فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
# : 14 Jan 2008 14:16 | ویرایش بوسیله: sexpartysexy


خیلی عالی بود مامانت یه عمره این کارس و خودت خبر نداشتی خوب ادامشو کی کیزاری از تجربیات بعدیش بگو ....... حالا چرا بمیره مامان ؟ حیف نیست ایشالا 100 سال زیر سایه کیرای مختلف زنده باشه و به خلقالله حال بده
منتظریم

# : 14 Jan 2008 15:32


عزیز داستانت عالی بود.من که خیلی خوشم اومد.منتظر داستان بعدیت هستم

# : 14 Jan 2008 15:37


Quoting: KORN_JD
عمو بده خیلی متشکرم.

مخلصه تو جگر...

به شانه ام میزنی که تنهاییم را تکانده باشی.به چه دل خوش كرده ايي؟تكاندن برف از شانه هاي آدم برفي؟؟؟
# : 14 Jan 2008 15:42


خیلی وقت بود داستان سکسی مامانی باحال کسی نذاشته بود اینجا جاش خالی بود !!
ادامه بده .......

# : 14 Jan 2008 15:47


حاجی من داستانتو نخوندم هنوز ولی اینم شد دعا در حق مادر بیچارت؟

دانلود بهترين آنتي ويروس دنيا به همراه آپديت ديتابيس اون ... صفحه 467 ........
# : 14 Jan 2008 16:52


سلام خانووووووووووووم
خوب بود
یه سری هم به من بزن
منم بار اولمه که دست به قلم شدم
البته تو کل زندگیم!!!
URL

همه چيز عجيبه
# : 14 Jan 2008 17:15


سلام ...

بعنوان اولین تجربه در نوشتن به نظر من عالی بود .

ولی خانومی یه سئوال :

این یه ماجرای تخیلی و ذهن پردازی شده است یا سر گذشت واقعی در زندگی خانوادگیتونه ؟

مرسی ...

همایون ...

<<< برای موفقیت در زندگی >>> : *** یا باید به اندازه آرزوهایمان تلاش کنیم ... یا به اندازه تلاشمان آرزو کنیم ***
# : 14 Jan 2008 18:24


خیلی خوب شروع کردی ازاون داستاناست که می چسبه فقط سریع ادامه بده مواظب باش خوابت نبره

ساده بیا دست منو بگیرو ....ساده نگیر این همه سادگیمو ......ساده نگیر اگه هنوز میتونی ......پای همه سادگیات بمونی ....
# : 14 Jan 2008 21:21


بچه ها من بينهايت از همتون متشکرم.
جدی نميدونم چطوری بگم. ولی خيلی ذوق زده شدم وقتی اينقدر لطف و مهربونی ديدم. قول ميدم به زودی ادامشو بنويسم. طرح کلی داستان تو ذهنم هست و در واقع بر پايه يه سری واقعیات هستش که بزرگنمايی شده و آب و تاب داده شده که قابل خوندن باشه.

خيلی خيلی ممنون از همتون. خيلی گلين.


Sometimes I can not take this place, Sometimes its my life I cant taste
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 211 . 212 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB