صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / گفتگوی آزاد / من و خودم + سینما ( moso ) _ ( شهر گناه / SIN CITY _ صفحه 154)
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 159 . 160 . >>
نویسنده پیام
# : 29 Jan 2007 23:15 | ویرایش بوسیله: mey_foroush


Quoting: moso
چه قدر خودم رو پشت این ... خل بازیا قایم کنم.


چي كار كنيم moso.........
من هم دارم ديوونه مي شم. خيلي ها آرزوي اينو دارن كه جاي من باشن.
اما من خودم رو مي شناسم. زندگي يه گاو از زندگي من مفيدتره.
چي كار كنم؟ تو يه راه حل برا من بگو. زندگي برام اونقدر مزخرف شده كه حال زندگي ديگه اصلا ندارم.
مردم ....مخ هم از يه طرف. ديروز همسايه اومده مي گه ببخشيد به اين پسر ما يكم مشاوره بدين بدونه چطور بايد زندگي كنه و درس و .....
خواستم بگم جون مادرت ولم كن...... .
بدبختي پشت بدبختي. ديگه تقريبا نابود شدم. آويزون هم كه بدرد ...خل بازي مي خوره.
همه زندگي ما هم كه همين ...خل بازي شده. صبح و شب راه مي رم و فكر مي كنم كه من چم شده؟
يه زماني هر روز پانزده ساعت كار مفيد مي كردم. تحقيق، پروژه....
الان فقط ...خل بازي. واقعا نمي دونم چي كار كنم.
اين يه جمله ات خيلي حالم رو گرفت. ببخشيد.

یادت که نرفته؟ گاهی نفس بکش..
# : 29 Jan 2007 23:37


خواهش ميكنم.
بابا تو كه بدتر از مني.
بخدا بعضي وقتها كه خيلي حالم گرفتس مي ام اينجا و از حرفهاي بچه هايي كه اينجا هستن يكم اروم ميشم.
وقتي مي بينم تو اين دنياي مجازي بدون اينكه همديگه رو ببينيم چه قدر قشنگ با هم ارتباط برقرار مي كنيم.
احساس خوبي پيدا مي كنم.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 31 Jan 2007 21:07


باز ما يه غلطي كرديم رفتيم تو تايژيك اقاي رنجكشيده , بلند نظر و نظر داديم.
ايشون هم نامردي نكرد و به سبك خودش جوابمون رو داد.
ولي خيلي دلم مي خواد اين ادم يه شب گشنه سر زمين بزاره تا بفهمه مشكل چيه.
مي گن گشنگي نكشيدي كه عاشقي از يادت بره.
تنگت نگرفته كه جفتش از يادت بره.
البته ببخشيد كه من كوته فكر . بي شعور باز حرف اضافي زدم.
.
امزيپر
=
اون بچه اي كه پشت چراغ قرمزا ميفروشه گلو ,
مگه شور ,شوق,تماشا نداره.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 01:39


وطن وطن زمزمه هرروز هر شب من.
بابا مرگ من اينقدر .... شعر نگين ديگه.
اي بدم مياد از اين ادم هايي كه خارج از ايران نشستن و وطنم , ميهنم ميكنن.
اگه تو مرد بودي كشورت رو ول نمي كردي.
كل مسئلشون شده تاريخ 2500 ساله.
بيا بشين الان مملكتت رو درست كن بابا.
من خودم عاشق رفتار و كردار و منش كورش كبير هستم ولي مگه با كوروش و داريوش گفتن مملكت رو درست كرد.
شستشوي مغزي تو ايران هست ؟ نه والا.
هم كتاب در دسترسمونه هم اينترنت . هر چيزي كه بخوايم بدونيم بدون كم و كاست به دست مي اريم.
پس شما هم لطف كنين همونجا كه هستين . سر جاتون بتمرگين و خفه شين.
اصلا اين احساس ناسيوناليستي شما منو ياد المان زمان هيتلر مي اندازه.
مگه خود ما چه گلي به سر مملكتمون زديم كه حالا مي گيم باعث نابودي كشورمون اسلام و عرب.
درسته عرب جماعت هميشه دشمن ايران و ايراني بوده . ولي بياين يه نگاهي به خودمون بياندازيم.
صفويه كه بعد از شاه عباس مملكت رو داد دست افغان هاي وحشي.
نادر كه از نظر رواني مشكل پيدا كرد شد از خارجي ها بدتر.
قاجار كه گفتن نداره .ماشا ا... هر كدومشون به اندازه چند صد سال خواهر و مادر مملكت رو گائيدن.
مملكت تو زمان قاجار نصف شد.
اقا شيره شد يه گربه ملوس.
پهلوي هم كه تكليفش روشنه.تو جنگ دوم جهاني حتي نتونست يك روز مملكت رو نگه داره.
حالا بگو ببينم خودمون چه گلي به سر اين مملكت بي صاحب مونده زديم.
ها ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
وطن يعني همه اب و همه خاك .
وطن يعني. . .

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 10:04


بعضي روزا فكر مي كنم بار گناهم
كاري كرده با من كه پيش تو رو سياهم.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 17:28


اينم يه ترانه از عشقم.
اندي.
مي خوام اينو بدوني
دل من مرده ديگه
توي سينه زدن رو
از يادش برده ديگه
ديگه اون روزا گذشت
همه ي خاطره ها
دست سنگين سكوت
پل سرد بين ما

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 20:17


به درخواست يكي از دوستام كه از اعضاي سايته و هميشه مي اد نوشته هام رو ميخونه و
نظرات قشنگش رو واسم ايميل مي كنه.
ديگه فقط تو تايپيك هاي خودم مي نويسم و جواب كسي رو نمي دم.
موسو

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 22:08


دلم یک دوست می خواهد

منبع = وبلاگ يادداشت هاي بي مخاطب
که خیلی مهربان باشد

دلش اندازه دریا

به رنگ آسمان باشد

کسی باشد پر از شبنم

پر از پروانه‘آهو‘آب

صدایش چکه ای آواز

نگاهش تکه ای مهتاب

کسی باشد که حرفم را

بفهمد با دل و جانش

پرستوی دلم راحت

بخوابد توی دستانش

دلم می خواهد او چیزی

شبیه برف و مه باشد

و جنس حرفهایش از

هوای پاک ده باشد

همیشه صبح تا شب من

در این رویای شیرینم

تمام صورتم چشم است

ولی او را نمی بینم

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 22:10


فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم
خاک ايران را تشکيل دهد
=
کوروش کبير

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 1 Feb 2007 22:13


فايده نداره اشک و گريه زاری....من خودتو ميخوام نه يادگاری..

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 159 . 160 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB