صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / الهم صل علي به دو چشم سياهت ليلا
<< . 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 16 Sep 2008 23:37


Quoting: sanammmmmm
یادته یه بار یه نمونه از این شعرا مثال زدی؟ حالا اسمشو نمیگم مبادا این جناب به توهین برداشت کنه. خودت که میدونی چی رو میگم مشدی.

حقیقتشو بخوای نمیدونم کدوم رو میگی .
اگر خواستی تو خصوصی بگو

کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
# : 18 Sep 2008 21:49


Quoting: drdibabahrami
اللهم صل علي به دو چشم سياهت ليلا

Quoting: drdibabahrami
هزار هزار و سیصد و هشتاد وتو



در کل خیلی از جاهاشو نفهمیدم . اما ترکیب قشنگی داشت.
ps. اگه مش غلام رو سه نفر حساب کنی الان وقتشه که شعر بعدی رو بذاری جانم!

# : 26 Sep 2008 15:00


شعر جديد البته با احتساب سه نفر بودن مش غلام جان




من : میت سرپایی در یک صف اجباری

پا تا به سرم گیج از گـُه گیجه ی ادواری



سر تا سر ایامم حیرانی و بی وقتی

سرتا ته دورانم بی هوشی و بیماری



گندیده ز جان و دل گندیده تر از دل، جان

روح و تن مدفوعی رنگ و رخ ادراری



قصرست مرا در خور، کین عمر به ته بردن

نه کنج گم زندان نه گوشه ی انباری!



مورم وسط مرغان میش همه گرگانم

سرگشته چو یک نقطه در بازی آتاری



یا از رکبی عشقی سر خورده و غمگینم

یا از همه یارانم در بایکوت بیزاری



یا اینکه تماما در بی حوصله گی بودن

یا مصرع بالایی هرروزه و تکراری...



این نه غزلی از من،نه شعر- بیوگرافیست

نه کاغذ دستشویی نه برگه ی خودیاری



این چند خط تخمی هجومن بی پیر است

تو: حضرت خواننده...از خویش خبر داری؟

غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد
# : 27 Sep 2008 20:04


Quoting: drdibabahrami
شعر جديد البته با احتساب سه نفر بودن مش غلام جان

ببخشید ,ملتفتم که اینجا ترانه های در خواستی نیست . جسارتا"اگه ممکنه از اون شعر قبلیها بیشتر بذارید. از اونا که در قید ردیف و قافیه نیست!
ps . میشه منم دو نفر حساب کنید؟

# : 8 Oct 2008 00:10


دو قوس از هو سفر شد سوخت در الاّي انزلنا
دو ال‍ّا در سپس هو زد، زد از هوراي انزلنا

دو بال از بال بالا رفت، بالا رفت از بالا
دو بالا بال با «لا» رفت، تا بالاي انزلنا

دو لا صورت دو لا معنا: دو الا الله اسغنا
دو صورت در دو معنا در دو انزلناي انزلنا

دو ليلا لا، دو ليلا لا، دو ليلا لا، دو ليلا لا
دو لا ليلا، دو لا ليلا، دو لا ليلاي انزلنا

دو او بعد از دو او آهو، دو آهو او، دو او آهو
دو بعد از او، فقط او: او و آهوهاي انزلنا

دو قاف از قاف آن‌ سوتر، دو سو از قاف آن سوتر
دو قاف آن سوتر از آن سو، دو سو عنقاي انزلنا

دو رف رف خط طولاني و طولاني‌تر از رف رف
دو خط حاشاي رف رف در دو خط حاشاي انزلنا

غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد
# : 23 Oct 2008 11:08


"قبله کمی متمایل به آن طرف"

آمد درست زير شبستان گل نشست
دربين آن جماعت مغرور شب پرست

يک تکه آفتاب نه يک تکه از بهشت...
حالا درست پشت سر من نشسته است

اين بيت مطلع غزلی عاشقانه نیست
اين سومين رديف نمازی خيالی است

گلدسته اذان و من و های های های
الله اکبر و انا فی کل واد ... مست

سبحان من يميت و يحيی و لا اله
الا هو الذی اخذ العهد فی الست

يک پرده باز پشت همين بيت مي کشيم)
(او فکر می کنيم در اين پرده مانده است
..................................................
سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو
با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ...مست

دل می بری که...حی علی ...های های های
هر جا که هست پرتو روی حبيب هست

بالا بلند ! عقد تو را با لبان من
آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست

باران جل جل شب خرداد توی پارک
مهرت همان شب..اشهدان..دردلم نشست

آن شب کبو .. (کبو).. کبوتری از بامتان پريد
نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست

سبحان من يميت و يحيـــــــــــــی و لا اله
الا هو الـــــــــــــذی اخذ العهــــد فی الست

سبحان رب هر چه دلم را ز من بريد
سبحان رب هر چه دلم را ز من گســــست

سبحان ربی الــ... من و سارا .. بحمده
سبحان ربی الــ ... من و سارا دلش شکست

سبحان ربی الــ... من و سارا به هم رسیــ...
سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟

زخمم دوباره وا شد و اياک نستعين
تا اهدنا الـصـ ... سرای تو راهی نمانده است

مغضوب اين جماعت پر های و هو شدم
افتادم از بهشــــــــــــت بر اين ارتفاع پست

***
يک پرده باز بين من و او کشيده اند)
( سارا گمانم آن طرف پرده مانده است

باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
# : 3 Nov 2008 21:46


nnegar
از کی بود؟

این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►
# : 8 Nov 2008 16:38


Quoting: sanammmmmm
از کی بود؟

محمد حسین بهرامیان

باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
# : 8 Nov 2008 19:03


nnegar


این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►
# : 12 Nov 2008 13:14


به كفر مستم و پياله مي زنم با تو
چرا كه معتقدم لااله الا تو
...
چه كفرستاني شده!
ممنون از sanammmmmm
وnnegar

غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد
<< . 1 . 2 . 3 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB