| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: sanammmmmm یادته یه بار یه نمونه از این شعرا مثال زدی؟ حالا اسمشو نمیگم مبادا این جناب به توهین برداشت کنه. خودت که میدونی چی رو میگم مشدی. حقیقتشو بخوای نمیدونم کدوم رو میگی . اگر خواستی تو خصوصی بگو 
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
Quoting: drdibabahrami اللهم صل علي به دو چشم سياهت ليلا
Quoting: drdibabahrami هزار هزار و سیصد و هشتاد وتو

در کل خیلی از جاهاشو نفهمیدم . اما ترکیب قشنگی داشت. ps. اگه مش غلام رو سه نفر حساب کنی الان وقتشه که شعر بعدی رو بذاری جانم!
|
|
|
شعر جديد البته با احتساب سه نفر بودن مش غلام جان
من : میت سرپایی در یک صف اجباری
پا تا به سرم گیج از گـُه گیجه ی ادواری
سر تا سر ایامم حیرانی و بی وقتی
سرتا ته دورانم بی هوشی و بیماری
گندیده ز جان و دل گندیده تر از دل، جان
روح و تن مدفوعی رنگ و رخ ادراری
قصرست مرا در خور، کین عمر به ته بردن
نه کنج گم زندان نه گوشه ی انباری!
مورم وسط مرغان میش همه گرگانم
سرگشته چو یک نقطه در بازی آتاری
یا از رکبی عشقی سر خورده و غمگینم
یا از همه یارانم در بایکوت بیزاری
یا اینکه تماما در بی حوصله گی بودن
یا مصرع بالایی هرروزه و تکراری...
این نه غزلی از من،نه شعر- بیوگرافیست
نه کاغذ دستشویی نه برگه ی خودیاری
این چند خط تخمی هجومن بی پیر است
تو: حضرت خواننده...از خویش خبر داری؟
غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد
|
|
|
|
|
Quoting: drdibabahrami شعر جديد البته با احتساب سه نفر بودن مش غلام جان ببخشید ,ملتفتم که اینجا ترانه های در خواستی نیست . جسارتا"اگه ممکنه از اون شعر قبلیها بیشتر بذارید. از اونا که در قید ردیف و قافیه نیست! ps . میشه منم دو نفر حساب کنید؟
|
|
|
دو قوس از هو سفر شد سوخت در الاّي انزلنا دو الّا در سپس هو زد، زد از هوراي انزلنا
دو بال از بال بالا رفت، بالا رفت از بالا دو بالا بال با «لا» رفت، تا بالاي انزلنا
دو لا صورت دو لا معنا: دو الا الله اسغنا دو صورت در دو معنا در دو انزلناي انزلنا
دو ليلا لا، دو ليلا لا، دو ليلا لا، دو ليلا لا دو لا ليلا، دو لا ليلا، دو لا ليلاي انزلنا
دو او بعد از دو او آهو، دو آهو او، دو او آهو دو بعد از او، فقط او: او و آهوهاي انزلنا
دو قاف از قاف آن سوتر، دو سو از قاف آن سوتر دو قاف آن سوتر از آن سو، دو سو عنقاي انزلنا
دو رف رف خط طولاني و طولانيتر از رف رف دو خط حاشاي رف رف در دو خط حاشاي انزلنا
غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد
|
|
|
"قبله کمی متمایل به آن طرف"
آمد درست زير شبستان گل نشست دربين آن جماعت مغرور شب پرست يک تکه آفتاب نه يک تکه از بهشت... حالا درست پشت سر من نشسته است اين بيت مطلع غزلی عاشقانه نیست اين سومين رديف نمازی خيالی است گلدسته اذان و من و های های های الله اکبر و انا فی کل واد ... مست سبحان من يميت و يحيی و لا اله الا هو الذی اخذ العهد فی الست يک پرده باز پشت همين بيت مي کشيم) (او فکر می کنيم در اين پرده مانده است .................................................. سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ...مست
دل می بری که...حی علی ...های های های هر جا که هست پرتو روی حبيب هست بالا بلند ! عقد تو را با لبان من آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست باران جل جل شب خرداد توی پارک مهرت همان شب..اشهدان..دردلم نشست آن شب کبو .. (کبو).. کبوتری از بامتان پريد نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست
سبحان من يميت و يحيـــــــــــــی و لا اله الا هو الـــــــــــــذی اخذ العهــــد فی الست سبحان رب هر چه دلم را ز من بريد سبحان رب هر چه دلم را ز من گســــست
سبحان ربی الــ... من و سارا .. بحمده سبحان ربی الــ ... من و سارا دلش شکست سبحان ربی الــ... من و سارا به هم رسیــ... سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟ زخمم دوباره وا شد و اياک نستعين تا اهدنا الـصـ ... سرای تو راهی نمانده است
مغضوب اين جماعت پر های و هو شدم افتادم از بهشــــــــــــت بر اين ارتفاع پست
*** يک پرده باز بين من و او کشيده اند) ( سارا گمانم آن طرف پرده مانده است
باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
|
|
|
nnegar از کی بود؟
این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
Quoting: sanammmmmm از کی بود؟ محمد حسین بهرامیان
باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
|
|
|
|
|
nnegar

این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
به كفر مستم و پياله مي زنم با تو چرا كه معتقدم لااله الا تو ... چه كفرستاني شده! ممنون از sanammmmmm وnnegar
غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد
|