صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
وسیع باش و تنها...
<<
1
...
81
.
82
.
83
.
84
.
85
.
86
.
87
.
88
.
89
.
90
.
91
...
92
.
>>
نویسنده
پیام
sagevelgard
اعضا
#
: 16 Jun 2008 17:34
Quoting: esi_mdk
دوست دارم
اگر دوست نداشته باشی گناه است
تقدیم به کسانی مه دوست می دارند: (این شعر رو چند سال پیش شنیدم نمی دانم درست گفتم یا جاییش غبار فراموشی گرفته)
گناه نیست به هم نگاه کنیم
گیرم گناه باشم بیا به هم نگاه کنیم
"خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه ----- هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا؟"
esi_mdk
اعضا
#
: 12 Aug 2008 17:28
sagevelgard
Quoting: sagevelgard
گناه نیست به هم نگاه کنیم
گیرم گناه باشم بیا به هم نگاه کنیم
همیشه چیزی از یاد می رود
وقتی در آسمان غرقی
تا گوهری به چنگ آری
فرش زمین خویش را
زمینه اش آبی ، گلهایش ستارگان
ناچار
از یاد می بری
همیشه چیزی از یاد می رود
وقتی امید چشم تو در راه های دور
پرواز می کند
که آشیانه بگیرد
نزدیک تر درخت را
هرگاه با تو غمخوار
از یاد می بری
همیشه چیزی از یاد می رود
در آن زمان که جنگل خلقی را
با نغمه های باران
پاس و سپاس داری
گلبوته ای که می خشکد
در گوشه و کنار
از یاد می بری
همیشه چیزی از یاد می رود
...
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
esi_mdk
اعضا
#
: 13 Aug 2008 13:06
یاد اولین روز
یاد اولین حرف
یاد اولین نگاه
یاد دست های گرم
یاد روزایی که با هم درس میخوندیم
یادته؟
یاد گذشته بخیر
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
esi_mdk
اعضا
#
: 16 Aug 2008 16:30
دوست دارم بیشتر از همشه
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
esi_mdk
اعضا
#
: 20 Aug 2008 17:09
تو نیمه راه زندگی دل من پر خونه
اینجا با این قشنگی هاش واسه من زندونه
اینجا با این قشنگی هاش واسه من زندونه
تو نیمه راه زندگی دل من پر خونه
اینجا با این قشنگی هاش واسه من زندونه
وای که تموم نمیشه لجبازی هات زمونه
وای که تموم نمیشه لجبازی هات زمونه
سر رامو گرفتی چه بد کردی زمونه
غرورم رو شکستی چه بی رحمی زمونه
بازم این سو و اون سو منو خوب می کشونی
زمونه ... آی زمونه
ببین کاسه ی صبرم چه لبریزه زمونه
تو غربت خونه کردن غم انگیزه زمونه
بازم این سو و اون سو منو خوب می کشونی
زمونه ... آی زمونه
وای که تموم نمیشه لجبازی هات زمونه
وای که تموم نمیشه لجبازی هات زمونه
هرچی باهات راه اومدم تو باهام لج کردی
رفیق نیمه راه شدی راهتو کج کردی
وای که تموم نمیشه لجبازی هات زمونه
وای که تموم نمیشه لجبازی هات زمونه
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
esi_mdk
اعضا
#
: 23 Aug 2008 09:00
دلم برات تنگ شده
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
morpheus
اعضا
#
: 24 Aug 2008 22:48
جاده ي قلب مرا رهگذري نيست كه نيست
جز غبار غم و اندوه در آن همسفري نيست كه نيست
آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ي درد
كه در او از مه شادي اثري نيست كه نيست
شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم
كه به جز سايه مرا با خبري نيست كه نيست
اين دل خسته زماني پر پروازي داشت
حال از جور زمان بال و پري نيست كه نيست
بس كه تنهايم و يار دگر نيست مرا
بعد مرگ دل من چشم تري نيست كه نيست
شب تاريك ، شده حاكم چشم و دل من
با من شب زده حتي سحري نيست كه نيست
كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
كه به شيريني مرگم شكري نيست كه نيست ....
Call my name and save me from the dark
A_lex
اعضا
#
: 2 Sep 2008 05:31
برای آرزو که دختر پر احساسی بنظر میآید
همیشه اینطور نیستم،
نه؛
همیشه اینطور نیستم
گاه نوت بوک را بغل کرده
و ساعتها ورق بازی میکنم
در حالکیه
به ام پی تری های موسیقی گذشته گوش میدهم
به بنان، به مرظیه، دلکش و پریسا
حتی به دورترها،
به شمس که "سنبل به چمن با ناز آمد" را میخواند
و تاج اصفهانی.
پدرم میگفت که آنروزها
گوشت را کیلویی چند "عباسی" میخریدند
و بسیار زحمت میکشید تا بما بگوید
که یک عباسی چند شاهی است.
گاه در کناری میایستم تا زمان بگذرد
توان همراهی ندارم
بگذار خودش برود.
میدانید؟
دیگر نمیتوانم پاره های،
اجساد زنان، کودکان و انسانهای بیگناه را
در خیابانهای بغداد
و کوچه پس کوچه های نابلوس ببینم.
نمیتوانم ببینم،
شیعه و سننی
چنان بجان هم افتاده اند
که گویی فراموش کرده اند هر دو مسلمانند.
گاه به وجد میآیم،
تمام وجودم شور شوق میشود
وقتی چیز جدیدی میشنوم
که تمام دنیا در مورد آن صحبت میکنند.
قطاری که دنده عقب ندارد
و ترمزش را دور انداخته اند!
شگفتا!
اما بزودی مأیوس میشوم
چون میبینم چنین قطاری
یکراست به جهنم میرود.
گاه از خود بیخود میشوم
و به تمام زمین و زمان فحش میدهم.
میپرسید چرا؟
جوابش بسیار ساده است.
تا بحال شده که وقتی
سر برج حقوق میگیرید
اجاره خانه را که کنار گذاشتید
ببینید که تنها
پول آب و برق و تلفن را میتوانید بپردازید
و تا آخر برج باید باز هم
با پرایدی که قسطش را
از خودش باید در بیاورید
در این خیابانهای تهران
صد تومن صد تومن
هم خرج خوراک و پوشاک و پزشک و درمان
را در بیارید و هم قسط پراید را؟
گاه بخودم میگویم؛
گور پدرش، نشد که نشد
مگر همه بچه ها
کلاس موسیقی میرفتند که تو نرفتی
همینکه چند نتی
از معلم موسیقی کلاس سوم آموختی کافیست
اصلن موسیقی در آن روزها
هنوز حلال نشده بود
و در مدارس آنزمان هم
که درس میدادند غیر شرعی بود
اقلن در عرصه های دیگر خود را نشان دادی
گاه تنها لبخند میزنم
وقتی
دختر و پسر نوجوانی را میبینم
که دست یکدیگر را گرفته اند
و در حاشیه بلوار راه میروند
نه به تمسخر، که به پیروزیشان
گاه خسته میشوم و حوصله ام بکلی سر میرود
از چه؟
از آنها که زیاد حرف میزنند
و توجهی به سقف حوصله شنونده ندارند
آنقدر میگویند تا کفر انسان را در میآورند
گاه همه چیز را رها میکنم
کفشهای ورزشی را میپوشم
گازش را تا پارک نیادران میگیرم
و آنقدر دور پارک میدوم
تا حسابی عرق کنم
پارک رفتن حسن دیگری نیز دارد
آدم چیزهایی میبیند
که در خانه نمیبیند
بنظر نمیآمد
مردیکه با پسر بچه ده دوازده ساله
روی آن نیمکت صحبت میکرد
از کسان او باشد.
بخودم گفتم بتو چه.
ترا سه نه نه!
مازیار
گرحکم شود که مست گیرند - درشهر هرآنکه هست گیرند
esi_mdk
اعضا
#
: 2 Sep 2008 13:22
morpheus
A_lex
شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر و وفایی
نو گل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت آه
دلم از غم خونین است
روش بختم اين است
از جام غم مستم
دشمن میپرستم
تا هستم
تو و مست از می به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراغت ناله کنم تا کِی
تو و نی چون ناله کشیدنها
من و چون گل جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی
برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
بشکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمیکنی ای گل یک دم يادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا.. کی.. بی.. تو بود
از.. غم.. خون.. دل من
آه از دل تو
گر چه ز محنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من
هر چه توانی ناز
هر چه توانی ناز
کز عشقت میسوزم باز
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
sanammmmmm
اعضا
#
: 2 Sep 2008 14:16
A_lex
اسکارلت
esi_mdk
این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►
<<
1
...
81
.
82
.
83
.
84
.
85
.
86
.
87
.
88
.
89
.
90
.
91
...
92
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB