| نویسنده |
پیام |
|
|
م که سخت نیست !
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
میدانم میدانم میدانم با این همه کاش ای کاش آب میبودم گر میشد آن باشم که خود میخواهم
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
من یه پرنده غریبم من از تبار آسمونم میون این همه هیاهو من یه شهاب بی نشونم حتی یه آینه روبروم نیست که اسممو یادم بیاره تنهاترین مسافر شب تو خلوتم پا نمیذاره
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
|
|
|
|
|
Quoting: avizviz پا نمیذاره
همه لرزش دست و دلم از ان بود که عشق پناهی گردد
پروازی نه ،گریزگاهی گردد....
در سکوت خود خرابم
|
|
|
دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم روشني بخشم به جمعي و خودم تنها بسوزم
******* گر به فــــــــــراق خو کنم صبر کجا؟ قرار کو؟ ................ وعده وصـــــــل اگر دهد طاقت انتظار کو؟ *******
|
|
|
# : 1 Oct 2008 00:04 | ویرایش بوسیله: ab_z
من چینهام من پیچکم من آمیزهی چینه و پیچکم تو چینهای تو پیچکی تو آمیزهی مادر و کودکی
تحت تاثير بحران فلج ميشويد يا به حركت در ميآييد
|
|
|
تاب بنفشه میدهد طره ی مشک سای تو پرده ی غنچه میدرد چهره ی دلگشای تو
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
تو نگفتی وقتی میری يه نفر اينجا ميميره؟
يه نفر که دل به تو داد، دلش از غصه می گيره؟
******* گر به فــــــــــراق خو کنم صبر کجا؟ قرار کو؟ ................ وعده وصـــــــل اگر دهد طاقت انتظار کو؟ *******
|
|
|
|
|
ab_z چرا اذیت میکنی ؟ 
یاری اندر کس نمیبینیم ، یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوست داران را چه شد
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
دیگر این خنده نیست نغز و دلاویز می نگرم در خیال و می شنوم باز می رود و می دهد به گوش من آواز بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم ......
در سکوت خود خرابم
|