صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
««« مشاعره »»»
<<
1
...
756
.
757
.
758
.
759
.
760
.
761
.
762
.
763
.
764
.
765
.
766
...
896
.
897
.
>>
نویسنده
پیام
serendipiti
اعضا
#
: 28 Sep 2008 01:44
Quoting: avizviz
هستیم
مرا دیگر گونه خدائی می بایست
شایسته افرینه ای
که نواله ناگزیر را گردن کج نمیکند.......
در سکوت خود خرابم
avizviz
اعضا
#
: 28 Sep 2008 01:55
Quoting: serendipiti
مرا دیگر گونه خدائی می بایست
شایسته افرینه ای
که نواله ناگزیر را گردن کج نمیکند.......
زحمت کشیدی با کپی و پیست
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل بدور
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
serendipiti
اعضا
#
: 28 Sep 2008 02:03
avizviz
رهرو ان نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو ان است که اهسته و پیوسته رود
در سکوت خود خرابم
avizviz
اعضا
#
: 28 Sep 2008 02:14
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
serendipiti
اعضا
#
: 28 Sep 2008 02:18
روئینه تنی که راز مرگش
اندوه عشق و غم تنهائی بود......
در سکوت خود خرابم
golbano
اعضا
#
: 28 Sep 2008 02:31
دنیا کوچیکتر از اونه که ما تصور میکنیم
فقط با یک اشک کوچیک چشمامونو پر میکنیم
بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
avizviz
اعضا
#
: 28 Sep 2008 02:34
دل رمیده ما را که پیش میگیرد
خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
ebihe
اعضا
#
: 28 Sep 2008 05:23
يـا رب انـگار كه شعرم سخن بـاطل بـود هر چه خـواندم باز از حال دلم غافل بود
شب وروزم پي رخسار چوماهش بگذشت چـونكه درياي من آشفته و او ساحل بـود
جـاي هـيـچـم گله و شكوه و فريـاد نـبـود هـر زمان كز تو مرا زخم زبـان حاصل بـود
گركه عمري گذردبازهمين است همين خرده شعري كه سرودم همه اش ازدل بود
serendipiti
اعضا
#
: 28 Sep 2008 16:30
Quoting: ebihe
بود
دلت کبوتر اشتی است
در خون تپیده
با این همه چه بالا چه بلند پرواز میکنی.....
در سکوت خود خرابم
estrogen
اعضا
#
: 28 Sep 2008 17:30
یکی دو روز دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنی
زمانه زیر و رو
زمین شکاف می خورد
به دشت سبزه می زند
هر آنچه مانده بود زیر خاک
هر آنچه خفته بود زیر برف
جوان و شسته رفته آشکار می شود
به تاج کوه
ز گرمی نگاه آفتاب
بلور برف آب می شود........
<<
1
...
756
.
757
.
758
.
759
.
760
.
761
.
762
.
763
.
764
.
765
.
766
...
896
.
897
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB